تحلیل تکنیکال چیست؟ + نقاط قوت و ضعف تحلیل فنی

بخش مهمی از تحلیل فارکس، تحلیل تکنیکال است. ما در این مقاله سعی داریم به طور خلاصه اصول تحلیل تکنیکال و مهم‌ترین جنبه‌هایی که برای شروع استفاده از این تحلیل باید بدانید را بررسی کنیم.

تحلیل تکنیکال

فهرست مطالب

در ابتدا قبل از اینکه این مقاله را مطالعه کنید، اگر در حال یادگیری فارکس هستید و نیاز به یک آموزش کامل دارید، توصیه می‌کنیم وارد صفحه آموزش فارکس شوید.

تحلیل تکنیکال یا تحلیل فنی

در معاملات فارکس، تحلیل تکنیکال یا تحلیل فنی یک روش ارزیابی بازار است که به معامله‌گران کمک می‌کند تا جهت بعدی قیمت جفت ارز را بر اساس حرکات تاریخی قیمت و الگوهای نمودار پیش‌بینی کنند. به نظر معامله‌گران تکنیکال، بازارها همیشه در الگوهای تکراری حرکت می‌کنند که در نمودارهای معاملاتی قابل مشاهده و شناسایی است.

تحلیل تکنیکال عموماً می‌تواند در اکثر بازارها و نمادهای معاملاتی و همه طبقات دارایی استفاده شود. با این حال، به دلیل ساختار و نقدشوندگی بالای بازار فارکس، تحلیل تکنیکال در آن محبوبیت بیشتری دارد. علاوه بر این، عمدتاً این تحلیل توسط معامله‌گران با اهداف سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت به‌جای بلند مدت استفاده می‌شود.

تحلیل تکنیکال یا تحلیل فنی
به دلیل ساختار و نقدشوندگی بالای بازار فارکس، تحلیل تکنیکال در آن محبوبیت بیشتری دارد.

به طور کلی تحلیل فنی یکی از محبوب‌ترین و کارآمدترین روش‌هایی است که توسط تریردرها در بازار فارکس، برای تعیین قیمت‌های آتی و یافتن فرصت‌های معاملاتی استفاده می‌شود. در حالی که رقیب آن یعنی تحلیل فاندامنتال یا بنیادی، به معامله‌گر کمک می‌کند ارزش ذاتی یک دارایی را در بازارهای مالی ارزیابی کند، تحلیل تکنیکال بر پیش‌بینی حرکات آتی قیمت با استفاده از الگوهای تکراری و الگوریتم‌های آماری تمرکز دارد.

تاریخچه تحلیل تکنیکال

تاریخچه ابتدایی تحلیل تکنیکال به صدها سال پیش باز می‌گردد. عده‌ای آن را مربوط به ژاپن می‌دانند که فردی به نام مونه هیسا هما تکنیک‌های کندل استیک را ابداع کرد. برخی نیز آن را به قرن ۱۷ و جوزف وگا از معامله‌گران هلندی می‌دانند. اما تاریخچه تحلیل تکنیکال به آن صورت که امروزه مورد استفاده قرار می‌گیرد، در واقع به قرن ۱۹ و سردمداری «چارلز هنری داو» (موسس وال‌استریت ژورنال) برمی‌گردد. داو، اولین شخصی بود که به طور حرفه‌ای به فعالیت در این زمینه پرداخت و امروزه او را به عنوان پدر تحلیل تکنیکال نوین می‌شناسند. سپس به مرور تریدرهای دیگر به بسط و توسعه این علم پرداخته و آن را به شیوه‌ای امروزی درآوردند.

اصول کلیدی تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال بیشتر بر اصول زیر متکی است:

  1. همه‌چیز در قیمت یک سهم پنهان شده است؛
  2. بازارها با الگوهای تکراری حرکت می‌کنند؛
  3. قیمت‌ها در بازارهای فارکس همیشه در روند حرکت می‌کنند.

در ادامه به بررسی بیشتر موارد ذکر شده می‌پردازیم:

همه‌چیز در قیمت یک سهم پنهان شده است:

این بدان معناست که قیمت یک سهام در حال حاضر منعکس‌کننده تمام اطلاعات شناخته‌شده است که می‌تواند بر ارزش آن تاثیر بگذارد از جمله عوامل بنیادی مانند درآمد، سود سهام، دارایی‌ها، عوامل اقتصاد کلان، و حتی احساسات انسانی مانند طمع و ترس و غیره. این فرضیه بیان می‌کند که قیمت سهام با شرایط جدید، یک مسیر کاملا تصادفی را طی خواهد کرد و تحلیلگران تکنیکال معتقدند تلاش برای پیش‌بینی بازار از طریق تحلیل فاندامنتال بیهوده است.

در واقع تحلیلگران تکنیکال بر نمودار قیمت به عنوان بازتابی از دانش جمعی بازار تمرکز می‌کنند. نمودار نشان می‌دهد که چگونه سرمایه‌گذاران به اطلاعات جدید در طول زمان واکنش نشان داده و پویایی عرضه و تقاضا را آشکار می‌کند. بنابراین عملکرد قیمت گذشته و روانشناسی بازار بهترین شاخص‌های رفتار سرمایه‌گذاران در آینده هستند. هدف تجزیه و تحلیل تکنیکال، سرمایه‌گذاری در مناطقی است که قیمت خیلی سریع حرکت کرده است و احتمالاً به روند بلندمدت خود باز می‌گردد.

بازارها با الگوهای تکراری حرکت می‌کنند:

ایده تحلیل تکنیکال این است که تاریخ خود را تکرار می‌کند. با این مفهوم، معامله‌گران اساساً به دنبال الگوهای قیمت گذشته یک دارایی هستند. با استفاده از این داده‌ها، آن‌ها به طور بالقوه می‌توانند جهت بعدی را پیش‌بینی کنند.

به عنوان مثال، فرض کنید EUR/USD به سطح معینی برسد که پیشی گرفتن از آن در گذشته دشوار بوده است. یک معامله‌گر با کمک تحلیل تکنیکال از این داده‌ها برای اتخاذ یک موقعیت فروش کوتاه استفاده می‌کند، زیرا این انتظار را دارد که قیمت دوباره از آن سطح فراتر نرود.

قیمت‌ها در بازارهای فارکس همیشه در روند حرکت می‌کنند:

فرض نهایی تحلیل تکنیکال این است که قیمت‌ها همیشه در روند حرکت می‌کنند. یک روند به جهت قیمت اشاره دارد، بنابراین روند صعودی به معنای حرکت صعودی و روند نزولی به معنای جهت نزولی است.

اصول کلیدی تحلیل تکنیکال
قیمت‌ها در بازارهای فارکس همیشه در روند حرکت می‌کنند.

پس، معامله‌گر تکنیکال معتقد است که با شروع روند فعلی، می‌توانند طبق همان معامله کند تا زمانی که روند تغییر کند. در یک روند صعودی، معامله‌گران به دنبال معاملات خرید هستند، در یک روند نزولی، معامله‌گران به دنبال معاملات فروش هستند.

آیا تحلیل تکنیکال خوب است؟

بسیاری از معامله‌گران با تجربه و موفق در بازارهای فارکس، از تحلیل تکنیکال به عنوان استراتژی معاملاتی اصلی خود استفاده می‌کنند، اما بدیهی است که این موضوع به شخصیت و نوع معامله هر معامله‌گر بستگی دارد.

نکته‌ای که باید به خاطر داشت این است که تحلیل تکنیکال به خودی خود همه‌چیز نیست و زمانی که با تجزیه و تحلیل فاندامنتال و ایجاد مهارت و درک احساسات بازار، ترکیب شود، بهتر کار می‌کند. با این وجود، شکی نیست که تحلیل تکنیکال به بسیاری از تریدرهای فارکس کمک می‌کند تا فرصت‌های معاملاتی در بازار را شناسایی کنند. علاوه بر این، یکی از دلایل کلیدی مفید بودن تحلیل تکنیکال در معاملات فارکس این است که بازارهای فارکس، بر خلاف بازارهای سهام، ۷ روز هفته و ۲۴ ساعته باز هستند. این مورد، نمودار واضح‌تر و داده‌های معاملاتی بیشتری ایجاد می‌کند.

 

آیا تحلیل تکنیکال مفید است؟
فارکس ۷ روز هفته و ۲۴ ساعته باز است.

دلیل مهم دیگر این است که بسیاری از معامله‌گران فارکس به سطوح و نقاط محوری و روندهای یکسانی توجه دارند. این رفتار متحد، اغلب به آن‌ها کمک می‌کند که نمودارهای شمعی (کندل استیک) یکسانی را شناسایی کرده و به طور جمعی جهت آینده قیمت‌ها را پیش‌بینی کنند. بنابراین بقول جان بولینگر: اگر سایر تریدرها اهمیت می‌دهند، پس ما هم باید اهمیت بدهیم.

تفاوت تحلیل تکنیکال و فاندامنتال

تفاوت اصلی بین تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال در این است که تحلیل فاندامنتال مطالعه صورت‌های مالی، نسبت‌های مالی، مدیریت، شاخص‌های اقتصاد کلان برای تعیین ارزش واقعی یک اوراق بهادار است. از سوی دیگر، تحلیل تکنیکال بر مطالعه الگوهای نمودار، قیمت، حجم و سایر شاخص های بازار برای تصمیم گیری در مورد معاملات تمرکز دارد.

تحلیل تکنیکال تحلیل فاندامنتال فاکتورها
داده‌های قیمت و حجم، الگوهای نمودار، شاخص‌های فنی بر مبانی شرکت، صورت‌های مالی، مدیریت و غیره تمرکز
شناسایی فرصت های تجاری کوتاه مدت، تعیین ارزش ذاتی، سرمایه گذاری بلند مدت هدف
کوتاه مدت بلند مدت افق سرمایه گذاری
غیره نمودارها و روندها گزارش های سالانه، صورت های مالی منبع داده ها
نمودارهای سهام و داده‌های چند ماه، هفته یا چند روز گذشته را بررسی می‌کند ممکن است از داده‌های شرکت در بازه زمانی چند ساله استفاده کند چارچوب زمانی
بالاتر کمتر ریسک
آسان‌تر سخت‌تر آموزش
تحلیل تکنیکال یک تحلیل گسترده بر مبنای پیش‌بینی بازار بر اساس الگوهای تکرارشونده است. نکته ای که باید به خاطر داشت این است که تحلیل تکنیکال به خودی خود همه‌چیز نیست و زمانی که با تجزیه و تحلیل فاندامنتال و ایجاد مهارت و درک احساسات بازار، ترکیب شود، بهتر کار می‌کند.

مهم ترین ابزار تحلیل تکنیکال

با استفاده از چند ابزار اولیه، هرکسی می‌تواند تحلیل تکنیکال را بیاموزد و در کمترین زمان خودش متخصص شود. آشنایی با معنای عبارات و ابزارهای زیر اولین قدم مهم خواهد بود:

  1. نمودار؛
  2. خطوط روند؛
  3. سطوح حمایت و مقاومت؛
  4. الگوهای نمودار؛
  5. کندل استیک؛
  6. اندیکاتورها.

در ادامه به بررسی بیشتر موارد ذکر شده می‌پردازیم:

نمودار:

نمودارهای فارکس نمودارهایی هستند که نحوه تغییر نرخ مبادله بین جفت ارز (قیمت) در گذشته و نحوه تغییر آن در زمان حال را ثبت می‌کنند. چرا این‌گونه است؟ زیرا تحلیل تکنیکال بر این مفهوم استوار است که بازار فارکس بازاری تکرارشونده است. بنابراین، اگر بتوانید الگویی را در گذشته تشخیص دهید، می‌توانید انتظار داشته باشید که این الگو در آینده هم اجرا شود.

پلتفرم نمودارگیری، پلتفرمی است که نمودارهای معاملاتی را در اختیار شما قرار می‌دهد. بسیاری از اوقات، کارگزاران فارکس به شما نرم‌افزار ترسیم نمودار را با پلتفرم معاملاتی خود را پیشنهاد می‌کنند، اما بیشتر آن‌ها اغلب از پلتفرم معاملاتی MetaTrader4 که محبوب‌ترین پلتفرم فارکس است، استفاده می‌کنند.

نمودارهای قیمت در تحلیل تکنیکال به سه دسته تقسیم می‌شوند:

  • نمودار خطی؛
  • نمودار میله‌ای؛
  • نمودار شمعی (کندل استیک).

خطوط روند:

خطوط روند خطوطی هستند که روی نمودار قیمت یک دارایی، درست زیر یا بالای سقف و کف، ترسیم می‌شوند تا نشان دهند که قیمت از جهت خاصی پیروی می‌کند. این خطوط بر اساس قرار دادن طبیعی سفارش‌های خرید یا فروش توسط فعالان بازار و افزایش یا کاهش سطوح توقف ضرر یا جایی که ممکن است سود طبیعی رخ دهد وجود دارد.

خط روند
خطوط روند خطوطی هستند که روی نمودار قیمت یک دارایی، درست زیر یا بالای سقف و کف، ترسیم می‌شوند تا نشان دهند که قیمت از جهت خاصی پیروی می‌کند.

یک خط روند معمولاً باید چندین نقطه‌ی لمس داشته باشد تا معتبر در نظر گرفته شود. همچنین به معامله‌گران توصیه می‌شود قبل از هر اقدامی مراقب شکست‌های در بالا یا پایین خطوط روند باشند. این خطوط روند همچنین راهنمایی‌های مفیدی برای ورود یا خروج از یک موقعیت برای به حداکثر رساندن سود و به حداقل رساندن ضرر را نشان می‌دهد.

سطوح حمایت و مقاومت:

سطوح حمایت و مقاومت می‌توانند افقی یا مورب باشند. خطوط روند اغلب بالا و پایین می‌روند و نشان‌دهنده حمایت یا مقاومت هستند. بعد از رسیدن قیمت به سطح حمایت، تقاضا بر عرضه پیشی می‌گیرد و خریداران در این ناحیه پر قدرت‌تر از فروشندگان هستند. بنابراین قیمت سهام از این ناحیه برمی‌گردد و صعودی می‌شود.

حمایت و مقاومت
سطوح حمایت و مقاومت می‌توانند افقی یا مورب باشند.

سطح مقاومت برعکس سطح حمایت است. بعد از رسیدن قیمت به این سطح عرضه بیشتر از تقاضا می‌شود و فروشندگان در این ناحیه پر قدرت‌تر از خریداران هستند، بنابراین قیمت سهم نزولی می‌شود.

الگوهای نمودار:

یکی از مفیدترین ابزارهایی که یک معامله‌گر می‌تواند هنگام انجام تحلیل تکنیکال استفاده کند، این است که قبل از گرفتن یک موقعیت، الگوهای خاصی را در نمودارهای حرکت قیمت (پرایس اکشن) مشاهده کند. با استفاده از خطوط روند، تحلیل تکنیکال می‌تواند اشکال هندسی را بر روی نمودار قیمت ترسیم کند. اغلب اوقات الگوهای کلاسیک ا می‌توانند معامله‌گران را در مورد هدف قیمت راهنمایی کنند، و به معامله‌گران اجازه می‌دهد تا آماده شوند و از تعیین سطح سود مطمئن شوند.

از بهترین الگوهای نمودار الگوی کف دوقلو (Double Bottom)، الگوی سقف دوقلو (Double Top)، الگوی سر و شانه (Head And Shoulders)، الگوی گوه (wedge) و … هستند.

کندل استیک:

کندل استیک‌ها برای کمک به تحلیلگران تکنیکال برای اطلاع از تغییرات قیمت آتی معرفی هستند. بسته به نحوه باز شدن، بسته شدن و قیمت‌گذاری، هر کندل می‌تواند شکل یا الگوی خاصی داشته باشد. از این اشکال یا الگوهای شمعی نیز می‌توان برای پیش‌بینی تغییرات قیمت در آینده استفاده کرد. به عنوان مثال، Doji نوعی کندل است که اغلب به تحلیلگران می‌گوید که در بازار بلاتکلیفی وجود دارد و ممکن است به زودی تغییر روند رخ دهد. سایر الگوهای کندل استیک شامل کندل استیک چکش (Hammer)، الگو کندل استیک مرد آویخته (Hanging man)، ستاره دنباله‌دار (Shooting star) و … می‌باشند.

البته کندل‌ها به خودی خود همیشه مؤثر نیستند، بلکه ترکیب کندل‌ها با الگوهای نمودار، میانگین متحرک، حجم معاملات و موارد دیگر می‌تواند تاثیر چشمگیری بر افزایش نرخ موفقیت معامله‌گر داشته باشد.

اندیکاتورها:

اندیکاتور یا ابزار معاملاتی یکی دیگر از جنبه‌های مهم تحلیل تکنیکال است. در واقع، اینجاست که همه‌چیز ذهنی می‌شود، برخی از معامله‌گران تکنیکال ترجیح می‌دهند از اندیکاتورها استفاده کنند، در حالی که برخی دیگر به رفتار قیمت (پرایس اکشن) پایبند هستند.

مهم ترین ابزار تحلیل تکنیکال
اندیکاتور برای پیش‌بینی حرکت قیمت استفاده می‌شوند.

اندیکاتورهای فارکس، الگوریتم‌ها یا خطوطی هستند که بر اساس محاسبات ریاضی اجرا می‌شوند. این ابزارها برای پیش‌بینی حرکت قیمت استفاده می‌شوند. اندیکاتورهای رایج شامل نوسانگر تصادفی، باند بولینگر، MACD، شاخص واگرایی و همگرایی، شاخص قدرت نسبی (RSI) و میانگین متحرک هستند.

نقاط قوت تحلیل تکنیکال

در ادامه برخی از مزایای تحلیل تکنیکال را بررسی می‌کنیم:

  1. انعطاف‌پذیری بالا: تحلیل تکنیکال را می‎توان برای بازارهای مالی مختلف اعمال کرد. برای مثال می‌توان از آن در بازارهای بین‌المللی فارکس، طلا، بیت کوین، ارزهای دیجیتال و موارد دیگر استفاده کرد. در مقابل، تحلیل فاندامنتال ممکن است به راحتی در بازارهای مختلف استفاده نشود. علاوه بر این، تحلیل تکنیکال را می‌توان برای استفاده در بازه‌های زمانی مختلف، چه کوتاه مدت و چه بلند مدت، تنظیم کرد.
  2. بهره‌وری زمانی: تجزیه و تحلیل فنی به صرفه‌جویی در زمان کمک می‌کند. هنگامی که زمان محدود است، تحلیل تکنیکال به جای بررسی علت اصلی، بر معلول تمرکز می‌کند و این مورد تصمیم‌گیری سریع‌تر را فراهم می‌نماید. زمان هرگز منتظر کسی نیست و تحلیل تکنیکال این واقعیت را تایید می‌کند.
  3. حرکت‎های اولیه قیمت: گاهی اوقات، قبل از اینکه تحلیلگران فاندامنتال دلایل اصلی را کشف کنند، تغییرات قیمت رخ می‌دهد. با توجه به ماهیت جهانی و به هم پیوسته بازارها، عوامل متعددی بر حرکت قیمت‌ها تاثیر می‌گذارد. در حالی که تحلیلگران فاندامنتال دارند علل واقعی را شناسایی می‌کنند، قیمت‌ها به طور مداوم تحت تاثیر عوامل دیگر قرار‌گیرند. معامله‌گرانی که به تحلیل تکنیکال متکی هستند، نمی‌توانند منتظر باشند تا علت واقعی مشخص شود.
  4. صرفه‌جویی در زمان: تجزیه و تحلیل تکنیکال با امکان تجزیه و تحلیل تعداد بیشتری از بازارها در زمان صرفه‌جویی می‌کند، به طور کلی، تحلیلگران فاندامنتال ممکن است به دلیل محدودیت‌های زمانی و داده‌های فراوان به تخصص در یک گروه تجاری خاص محدود شوند. در مقابل، تحلیل تکنیکال ما را قادر می‌سازد تا حرکت‌های قیمت را در بازارهای مختلف به صورت کارآمدتر و سریع‌تر بررسی کنیم. چشم‌انداز وسیع‌تری ارائه می‌دهد و درک بهتر تصویر کلی را تسهیل می‌کند.
  5. زمان‌بندی بازار: تحلیل تکنیکال به تعیین زمان ورود به معامله کمک می‌کند. این تحلیل سیگنال‌هایی را ارائه می‌دهد که به تصمیم گیری در مورد زمان ورود و معامله سهام یا زمان خروج از بازار در یک دوره خاص کمک می‌کند.

به طور خلاصه، تحلیل تکنیکال انعطاف‌پذیری را در سراسر بازارها ارائه می‌کند، در زمان صرفه‌جویی می‌کند، تغییرات اولیه قیمت را به تصویر می‌کشد، طیف وسیع‌تری از سهام را تحلیل می‌کند و به زمان‌بندی ورود و خروج به بازار کمک می‌کند. این موارد، بینش‌های ارزشمندی را برای معامله‌گران و سرمایه‌گذاران فراهم می‌کند تا در فعالیت‌های تجاری خود تصمیمات آگاهانه بگیرند.

نقاط ضعف تحلیل تکنیکال

البته این تحلیل خالی از ایراد نیست. در ادامه تعدادی از این موارد را معرفی خواهیم کرد:

  1. سیگنال‌های غلط: تجزیه و تحلیل تکنیکال سهام در واقع ثبات را ترویج می‌کند. در واقع این تحلیل صرف نظر از وضعیت بازار، به تولید داده و سیگنال‌های خرید و فروش ادامه می‌دهد، اما احتمال ایجاد سیگنال‌های نادرست در شرایط معاملاتی بد افزایش می‌یابد.
  2. تعصب: یکی دیگر از نکات منفی تکیه بر تحلیل تکنیکال برای تصمیم‌گیری های تجاری، سوگیری و تعصب است. ابزارهای فنی اغلب به ازای نتایج بک تست شده موثر یا بی‌اثر تلقی می‌شوند، اما متاسفانه، مطالعات بک تست اغلب شامل مشکلاتی مانند تطبیق داده‌ها، داده‌های تاریخی ناقص و تعصب کاربرها می‌شوند. با بک تست نادرست، ممکن است یک اندیکاتور در بازار زنده به درستی اعمال نشود.
  3. فقدان اصول: تحلیل تکنیکال اصول بومی بازار یا فرد را در نظر نمی‌گیرد. انتشارات اقتصادی مهم، گزارش‌های شرکتی و بانکی و رویدادهای خارجی همگی نادیده گرفته می‌شوند. این عوامل می‌توانند نوسانات بلندمدت و کوتاه مدت را در بازارها ایجاد کنند. برای مثال اگرچه تحلیل تکنیکال افزایش قیمت را مشخص می‌کند، اما ریسک افزایش یافتن قیمت ناشی از شرایط در حال تحول بازار را در نظر نمی‌گیرد.

نکات کلیدی تحلیل تکنیکال

برای موفقیت در تحلیل تکنیکال سه نکته کلیدی را در نظر داشته باشید:

  1. نقدینگی: سهام پرمعامله یا با نقدینگی زیاد به سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهد تا به سرعت معامله کنند زیرا خریداران و فروشندگان زیادی برای آن وجود دارد. اما معاملات سهام با نقدینگی پایین دشوار است، زیرا خریداران یا فروشندگان کمی برای آن وجود دارد. بنابراین برخی تریدرها ممکن است قیمت ورودی یا خروجی خود را به میزان قابل توجهی تغییر دهند تا معامله انجام دهند. علاوه بر این، سهام با نقدینگی پایین اغلب با قیمت پایین معامله می‌شوند و دستکاری قیمت‌های آن‌ها آسان‌تر است. این موارد، سهام با نقدینگی کم را برای تحلیل تکنیکال نامناسب می‌کند.
  2. عدم در نظر گرفتن اخبار مهم: تحلیل تکنیکال نمی‌تواند رویدادهایی مانند تغییر در مدیریت، تغییرات نظارتی و رویدادهای ژئوپلیتیکی را پیش‌بینی کند. وقتی نیروهای اخبار بر قیمت تاثیر می‌گذارند، تحلیلگران باید منتظر بمانند تا نمودار ثابت شود و شروع به تحلیل کنند.
  3. عدم در نظر گرفتن تغییر قیمت مصنوعی: تغییرات مصنوعی قیمت می‌تواند به طور چشمگیری بر نمودار قیمت اثر بگذارد و اعمال تجزیه و تحلیل تکنیکال را دشوار کند.

آنچه در مقاله تحلیل تکنیکال چیست خواندیم:

تحلیل تکنیکال از حرکات و الگوهای قیمت گذشته برای پیش‌بینی حرکات قیمت در آینده استفاده می‌کند. این ایده عمدتاً بر این واقعیت استوار است که قیمت بازار در الگوهایی حرکت می‌کند که دائماً در آینده تکرار می‌شوند. تحلیل تکنیکال بدون نمودار امکان‌پذیر نیست. این ابزار، حرکت‌های گذشته قیمت‌ها را ثبت می کند و قیمت‌های فعلی بازار را ردیابی می‌کند. نمودار در پلتفرم‌هایی قابل دسترسی است که بروکر در اختیار کاربران خود قرار می‌دهد. همچنین معامله‌گران تحلیل تکنیکال برای شناسایی فرصت‌های معاملاتی به ابزارهای معاملاتی مانند اندیکاتورها و پرایس اکشن متکی هستند.

تبلیغات

مرتضی گودرزی
من از سال ۱۳۹۸ به صورت تخصصی همکاری خود را با بروکرها و مؤسسات آموزشی در حوزه مدیریت مالی و فارکس آغاز کردم…

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
هزینه‌های معاملاتی خود را کاهش دهید و به درآمد تبدیل کنید.
همین حالا درخواست دریافت ریبیت خود را ثبت کنید