نسبت ریسک به ریوارد (Risk/Reward Ratio یا R/R)، ضرر احتمالی یک معامله را در برابر سود مورد انتظار آن میسنجد. این نسبت مشخص میکند برای رسیدن به سود هدف، چه میزان ریسک میپذیریم. مبنای محاسبه آن، فاصله قیمت ورود تا حد ضرر و حد سود است اما برای تصمیمگیری، باید احتمال رسیدن به هدف و هزینههای معامله را هم در نظر بگیریم. شناخت این ارتباط کمک میکند قبل از ورود، سود احتمالی معامله را در کنار ریسکی که به سرمایه تحمیل میکند بررسی کنیم.
در ابتدا قبل از اینکه این مقاله را مطالعه کنید، اگر در حال یادگیری فارکس هستید و نیاز به یک آموزش کامل دارید، توصیه میکنیم وارد صفحه آموزش فارکس شوید.
نسبت ریسک به ریوارد چیست؟
نسبت ریسک به ریوارد، نسبت ضرر احتمالی یک معامله به سودی است که از آن انتظار داریم. پیش از ورود به معامله باید بدانیم اگر تحلیل ما درست بود، چقدر سود میگیریم و اگر بازار برخلاف پیشبینی ما حرکت کرد، چقدر ضرر میکنیم. در این مقایسه، زیان در نظر گرفتهشده تا حد ضرر ریسک و سود هدف تا حد سود ریوارد نام دارد. با مشخصشدن این نسبت، میتوانیم ببینیم سودی که دنبال میکنیم در برابر ریسکی که برای آن میپذیریم چقدر است.
فرمول ریسک به ریوارد
فرمول ریسک به ریوارد از تقسیم زیان احتمالی معامله بر سود مورد انتظار به دست میآید. برای محاسبه آن، ابتدا فاصله قیمت ورود تا حد ضرر و فاصله قیمت ورود تا حد سود را مشخص میکنیم. این فاصلهها را میتوان برحسب قیمت یا پیپ محاسبه کرد، مهم این است که هر دو با یک واحد اندازهگیری شوند.
- ریسک = فاصله قیمت ورود تا حد ضرر
- ریوارد = فاصله قیمت ورود تا حد سود
- نسبت ریسک به ریوارد = ریسک ÷ ریوارد
اگر بخواهیم نسبت را به شکل رایج ۱ به چند بنویسیم، ریوارد را بر ریسک تقسیم میکنیم و حاصل را مقابل عدد ۱ قرار میدهیم. پس، عدد حاصل از ریسک تقسیم بر ریوارد با عددی که بعد از ۱ میآید متفاوت است، اولی سهم ریسک از ریوارد را نشان میدهد و دومی میگوید سود هدف چند برابر ریسک است. این محاسبه اولیه، هزینههای معامله را در نظر نمیگیرد.
نسبت ریسک به ریوارد یکی از مفاهیم کلیدی در مدیریت ریسک و سرمایه در معاملات فارکس است. این نسبت، میزان ریسک (مقدار پول در معرض خطر) را در مقابل سود بالقوه (مقدار پول قابل کسب) در یک معامله نشان میدهد.
نحوه محاسبه ریسک به ریوارد (گام به گام)
برای محاسبه ریسک به ریوارد، باید قیمت ورود، حد ضرر و حد سود را مشخص کنیم و سپس فاصله ورود تا هرکدام را به دست آوریم. مراحل محاسبه برای معامله خرید و فروش یکسان است، فقط جای حد ضرر و حد سود نسبت به قیمت ورود تغییر میکند.

۱. قیمت ورود را مشخص کنید: قیمتی را که قصد دارید معامله را در آن باز کنید، مبنای محاسبه قرار دهید. اگر معامله باز شده است، از قیمت واقعی ورود استفاده کنید.
۲. حد ضرر را تعیین کنید: مشخص کنید در چه قیمتی از معامله زیانده خارج میشوید. در معامله خرید، حد ضرر پایینتر از قیمت ورود و در معامله فروش، بالاتر از آن قرار میگیرد.
۳. حد سود را تعیین کنید: قیمتی را مشخص کنید که قصد دارید در آن سود بگیرید. در معامله خرید، این قیمت بالاتر از نقطه ورود و در معامله فروش، پایینتر از آن است.
۴. فاصلهها را حساب کنید: فاصله ورود تا حد ضرر، ریسک معامله و فاصله ورود تا حد سود، ریوارد آن است. هر دو فاصله را با یک واحد، مانند پیپ، اندازه بگیرید و مقدار مثبت آنها را در محاسبه به کار ببرید.
۵. نسبت را به دست آورید: ریسک را بر ریوارد تقسیم کنید. برای نمایش نتیجه به شکل «۱ به چند»، ریوارد را بر ریسک تقسیم کنید و حاصل را مقابل عدد ۱ بنویسید.
حد ضرر و حد سود را براساس تحلیل و برنامه معامله تعیین کنید؛ جابهجاکردن آنها فقط برای بهترشدن نسبت، نتیجه محاسبه را از شرایط واقعی معامله دور میکند. همچنین نسبت حاصل از فاصله قیمتها، هزینههای معامله را شامل نمیشود.
ابزار و ماشین حساب ریسک به ریوارد
ابزار و ماشین حساب ریسک به ریوارد، محاسبه این نسبت را با واردکردن قیمت ورود، حد ضرر و حد سود انجام میدهند. بهجای اینکه فاصلهها را دستی حساب کنیم، میتوانیم این سه قیمت را وارد کنیم و نتیجه را ببینیم. انتخاب نقطه ورود و خروج همچنان بر عهده ماست؛ ابزار فقط براساس اطلاعاتی که به آن میدهیم محاسبه میکند.
برای این کار، چند گزینه در اختیار داریم:
- ابزارهای Long Position و Short Position در تریدینگویو: محدوده سود و ضرر را روی نمودار نشان میدهند و با تغییر قیمت ورود، حد ضرر یا حد سود، نسبت را دوباره محاسبه میکنند. Long Position برای بررسی معامله خرید و Short Position برای معامله فروش است.
- ماشین حساب سود و زیان کدام بروکر: با ثابت نگهداشتن نماد، حجم و قیمت ورود، یکبار حد ضرر و بار دیگر حد سود را بهعنوان قیمت خروج وارد کنید. سپس مبلغ زیان احتمالی را بر سود هدف تقسیم کنید تا نسبت ریسک به ریوارد به دست آید.
- اکسل یا گوگلشیت: میتوانیم قیمتها و فرمول را در یک فایل ثبت کنیم تا نسبت هر معامله محاسبه شود و اطلاعات آن برای بررسیهای بعدی باقی بماند.
پیش از استفاده، بررسی کنید ابزار نتیجه را چگونه نمایش میدهد؛ بعضی ابزارها ریسک را بر ریوارد تقسیم میکنند، درحالیکه تریدینگویو عدد حاصل از تقسیم ریوارد بر ریسک را نشان میدهد. همچنین نباید فرض کنیم هزینههایی مانند کمیسیون و سواپ در همه ابزارها محاسبه شدهاند.
جدول ریسک به ریوارد و وین ریت
جدول ریسک به ریوارد و وین ریت نشان میدهد برای هر نسبت، چه درصدی از معاملات باید سودده باشند تا مجموع سود و زیان به نقطه سربهسر برسد. وین ریت همان درصد معاملات سودده از کل معاملات است. برای بررسی نتیجه یک روش معاملاتی، باید این درصد را در کنار اندازه سود و ضرر ببینیم؛ تعداد معاملات برنده بهتنهایی کافی نیست.
| نسبت ریسک به ریوارد | سود هر معامله برنده در برابر یک واحد زیان | وین ریت لازم برای سربهسرشدن |
| ۱ به ۰٫۵ | ۰٫۵ واحد | ۶۶٫۶۷٪ |
| ۱ به ۱ | ۱ واحد | ۵۰٪ |
| ۱ به ۱٫۵ | ۱٫۵ واحد | ۴۰٪ |
| ۱ به ۲ | ۲ واحد | ۳۳٫۳۳٪ |
| ۱ به ۳ | ۳ واحد | ۲۵٪ |
| ۱ به ۴ | ۴ واحد | ۲۰٪ |
| ۱ به ۵ | ۵ واحد | ۱۶٫۶۷٪ |
این درصدها با فرض ثابتبودن مبلغ زیان در معاملات بازنده و دریافت کامل سود هدف در معاملات برنده محاسبه شدهاند و هزینههای معامله هم در آنها لحاظ نشده است. درصدهای اعشاری جدول گرد شدهاند. در این شرایط، وین ریت بالاتر از نقطه سربهسر به سود و پایینتر از آن به زیان منجر میشود.
برای محاسبه درصد سربهسر، از فرمول زیر استفاده میکنیم:
وین ریت سربهسر = ۱۰۰ ÷ (۱ + ضریب ریوارد به ریسک)
در بررسی معاملات واقعی، باید میانگین سود و میانگین زیان ثبتشده را مبنا قرار دهیم. اگر معاملات را پیش از رسیدن به هدف ببندیم یا هزینهها را نادیده بگیریم، نسبت روی نمودار با نتیجه حساب یکسان نخواهد بود.
بهترین نسبت ریسک به ریوارد
بهترین نسبت ریسک به ریوارد، نسبتی است که با روش معاملاتی شما سازگار باشد و در کنار درصد برد و هزینههای معامله، در بلندمدت نتیجه مثبت بدهد. نمیتوانیم نسبت ۱ به ۲ یا ۱ به ۳ را برای همه معاملات مناسب بدانیم. اگر قیمت بهندرت به حد سود برسد، بزرگبودن سود هدف بهتنهایی کمکی به سودآوری نمیکند. برای انتخاب ریسک به ریوارد مناسب، سوابق معاملات خود را بررسی کنید: با چه هدفی وارد شدهاید، چند معامله به آن هدف رسیده و در عمل چقدر سود یا زیان ثبت کردهاید؟ نسبت مناسب باید با این نتایج سازگار باشد. اگر هنوز سابقه کافی ندارید، نسبت موردنظر را در بکتست و حساب آزمایشی ارزیابی کنید و حد سود را فقط برای رسیدن به یک نسبت دلخواه، دورتر نبرید.
پیشنهاد من این است که بررسی کنید قیمت قبل از رسیدن به حد سود، حد ضرر را لمس کرده یا نه. اگر هر دو سطح داخل یک کندل قرار گرفتهاند، از همان کندل نمیتوان ترتیب برخورد را فهمید، تایمفریم پایینتر یا داده دقیقتر را بررسی کنید و نتیجه مبهم را برد حساب نکنید.
ریسک به ریوارد و مدیریت سرمایه
نسبت ریسک به ریوارد زمانی به مدیریت سرمایه کمک میکند که مبلغ زیان احتمالی معامله را هم مشخص کرده باشیم. این نسبت نشان میدهد در برابر ضرر احتمالی، چقدر سود انتظار داریم اما نمیگوید چه مقدار از موجودی حساب را درگیر کنیم. حتی معاملهای با نسبت مناسب، اگر با حجم بیشازحد باز شود، میتواند زیان سنگینی به حساب وارد کند.

برای تعیین حجم معامله، ابتدا مبلغی را که میتوانیم از دست بدهیم مشخص میکنیم، سپس فاصله ورود تا حد ضرر و ارزش هر پیپ یا واحد تغییر قیمت را در نظر میگیریم. هرچه حد ضرر دورتر باشد، برای ثابتماندن مبلغ ریسک باید حجم کمتری انتخاب کنیم. هزینههای معامله هم باید در این محاسبه لحاظ شوند. اگر چند معامله همزمان داریم، مجموع ریسک آنها را بررسی کنیم. بهخصوص وقتی نمادها به یک عامل مشترک وابستهاند و ممکن است با یک حرکت بازار، همگی وارد زیان شوند. مناسببودن نسبت هر معامله، بهتنهایی به معنی کنترل ریسک کل حساب نیست.
خروج پلهای و تریلینگ استاپ؛ ریسک به ریوارد واقعی شما چقدر است؟
ریسک به ریوارد واقعی شما به سود یا زیانی بستگی دارد که پس از بستهشدن کامل معامله ثبت میشود. در خروج پلهای، بخشهای معامله در قیمتهای متفاوت بسته میشوند. پس باید نتیجه همه بخشها را جمع کنید و هزینههای معامله را کم کنید. سپس سود خالص را بر مبلغی که هنگام ورود ریسک کردهاید تقسیم کنید تا مشخص شود چند برابر ریسک اولیه سود گرفتهاید. با تریلینگ استاپ، حد ضرر همراه حرکت قیمت جابهجا میشود و ممکن است معامله پیش از رسیدن به حد سود بسته شود. پس، برای محاسبه نتیجه باید قیمت خروج واقعی را در نظر بگیرید. مبلغ ریسک اولیه را هم ثابت نگه دارید و انتقال حد ضرر به نقطه ورود، ریسکی را که در شروع پذیرفتهاید تغییر نمیدهد. بهتر است در سوابق معاملات، سود هدف و سود واقعی را جدا ثبت کنید تا اثر روش خروجتان مشخص شود.

برای ثبت خروج پلهای، حجم بستهشده در هر مرحله را هم یادداشت کنید. بستن نصف حجم در سودِ یک برابر ریسک و نصف دیگر در سودِ سه برابر ریسک، در مجموع دو برابر ریسک اولیه سود میدهد، نه چهار برابر، آن هم پیش از هزینهها.
اشتباهات رایج در استفاده از ریسک به ریوارد
اشتباهات رایج در استفاده از ریسک به ریوارد زمانی رخ میدهند که برای بهترشدن نسبت، منطق معامله را کنار میگذاریم یا نتیجه محاسبه را بدون بررسی شرایط بازار میپذیریم. موارد زیر بهترتیب اهمیت در تصمیمگیری و کنترل زیان آمدهاند:
۱. تغییر حد ضرر و حد سود برای ساختن نسبت دلخواه: نزدیککردن حد ضرر ممکن است باعث خروج با نوسان معمول قیمت شود و دورکردن حد سود، احتمال رسیدن به هدف را کاهش دهد. ابتدا نقاط خروج را براساس تحلیل تعیین کنید، سپس نسبت را بسنجید.
۲. بیشترکردن ریسک پس از ورود: دورکردن حد ضرر یا اضافهکردن حجم به معامله زیانده، مبلغ زیان احتمالی را افزایش میدهد. نسبت محاسبهشده هنگام ورود دیگر وضعیت فعلی معامله را نشان نمیدهد، پیش از هر تغییر، مبلغ ریسک و نسبت را دوباره محاسبه کنید.
۳. انتخاب معامله فقط بهدلیل ریوارد بالا: نسبت بزرگ، اعتبار نقطه ورود یا احتمال رسیدن به هدف را ثابت نمیکند. بررسی کنید بین قیمت ورود و حد سود چه موانعی وجود دارد و هدف تا چه اندازه با نوسان بازار و زمان نگهداری معامله سازگار است.
۴. نادیدهگرفتن درصد برد روش معاملاتی: یک نسبت مشخص، بهتنهایی سودآوری را تضمین نمیکند. نتیجه آن را در مجموعهای از معاملات و در کنار درصد برد و میانگین سود و زیان واقعی بررسی کنید.
۵. افزایش حجم بهخاطر نسبت جذاب: سود هدف بزرگتر، زیان احتمالی را کوچکتر نمیکند. حجم را براساس مبلغ مجاز زیان تعیین کنید، نه سودی که امیدوارید بگیرید.
۶. حذف هزینهها از محاسبه: اسپرد، کمیسیون و سواپ میتوانند سود خالص را کاهش دهند و زیان را بیشتر کنند؛ اثر آنها در معاملات با اهداف نزدیک بیشتر است. هزینههایی را که در قیمت ورود و خروج لحاظ شدهاند، دوباره از نتیجه کم نکنید.
۷. ثبت سود هدف بهجای سود واقعی: اگر زودتر خارج شوید، خروج پلهای داشته باشید یا تریلینگ استاپ فعال شود، نتیجه با نسبت اولیه متفاوت خواهد بود. در سوابق معاملات، مبلغ نهایی سود یا زیان را ثبت کنید.
۸. اشتباه در ترتیب نسبت و واحد محاسبه: تقسیم ریسک بر ریوارد با تقسیم ریوارد بر ریسک نتیجه یکسانی ندارد. پیش از استفاده از ماشین حساب، روش نمایش آن را بررسی کنید و هر دو فاصله را با یک واحد، مانند پیپ، وارد کنید.
۹. محاسبه با قیمت ورود پیشنهادی پس از اجرای سفارش: اگر سفارش با قیمت دیگری اجرا شود، فاصله تا حد ضرر و حد سود تغییر میکند. پس از ورود، نسبت را با قیمت اجرای واقعی بررسی کنید.
۱۰. تغییر مداوم نسبت براساس چند معامله اخیر: چند برد یا باخت برای انتخاب نسبت تازه کافی نیست. تغییر هدف را ابتدا روی سوابق معاملات یا در حساب آزمایشی بررسی کنید تا اثر آن بر کل روش معاملاتی روشن شود.

FOREX.com در آموزش استفاده از ریسک به ریوارد توصیه میکند:
“you should only open positions that fit your plan.”
«فقط معاملاتی را باز کنید که با برنامه معاملاتی شما سازگارند.»
مزایا و معایب ریسک به ریوارد
ریسک به ریوارد کمک میکند سود هدف را با زیان احتمالی مقایسه کنیم، اما استفاده از آن بهتنهایی میتواند تصویر ناقصی از معامله بدهد که در ادامه مزایا و معایب ریسک به ریوارد را با هم بررسی میکنیم:
مزایا
- مشخصکردن مقدار سود هدف در برابر هر واحد ریسک پیش از ورود.
- مقایسه نقاط ورود مختلف از نظر فاصله تا حد ضرر و حد سود.
- محاسبه درصد برد لازم برای سربهسرشدن، با فرض سود و زیان ثابت و بدون هزینه.
- ارزیابی روش خروج با مقایسه سود هدف و سود واقعی ثبتشده.
معایب
- احتمال رسیدن قیمت به هدف را نشان نمیدهد؛ نسبت بالاتر لزوماً انتخاب بهتری نیست.
- حمایتها، مقاومتها و نوسانات مسیر رسیدن به حد سود را در محاسبه لحاظ نمیکند.
- با نزدیککردن غیرمنطقی حد ضرر یا دورکردن حد سود، میتوان نسبتی جذاب اما غیرعملی ساخت.
- نسبت حاصل از فاصله قیمتها، هزینههای معامله و اسلیپیج را کامل پوشش نمیدهد.
- خروج پلهای یا تریلینگ استاپ میتواند بازده نهایی را با نسبت اولیه متفاوت کند.
- مدتزمان درگیرماندن سرمایه و مجموع ریسک معاملات همزمان را نشان نمیدهد.
آنچه در مقاله نسبت ریسک به ریوارد خواندیم:
نسبت ریسک به ریوارد به ما کمک میکند پیش از ورود، سود هدف را در برابر زیان احتمالی بسنجیم اما خوببودن این عدد، بهتنهایی دلیل کافی برای معامله نیست. معیار انتخاب، نسبتی است که با روش معاملاتی ما سازگار باشد و در سوابق معاملات، پس از محاسبه هزینهها و خروجهای واقعی، نتیجه قابلقبولی داشته باشد. بهجای تغییر حد ضرر و حد سود برای ساختن نسبتی جذاب، بهتر است نقاط خروج را منطقی تعیین کنیم و اگر معامله با معیارهای ما سازگار نبود، از آن بگذریم.
سوالات متداول
یعنی سود معامله، دو برابر ضرر احتمالی آن تا حد ضرر است.
بله، با سود و زیان برابر و ثابت، درصد برد باید بیشتر از ۵۰٪ باشد و سود حاصل، هزینههای معاملات را هم پوشش دهد.
در استیتمنت، میانگین سود معاملات برنده با میانگین زیان معاملات بازنده مقایسه میشود و در پراپ، رعایت محدودیتهای ریسک و افت سرمایه نیز جداگانه بررسی میشود.
از معامله صرفنظر کنید یا منتظر نقطه ورود معتبرتری بمانید.
خیر، در معاملات مبتنی بر تحلیل بنیادی هم میتوان زیان احتمالی را با سود مورد انتظار مقایسه کرد.
محتوای این بخش صرفاً جنبه تحلیلی و اطلاعرسانی دارد و نباید به عنوان توصیه سرمایهگذاری یا سیگنال معاملاتی تلقی شود. مسئولیت تمامی معاملات و تصمیمات مالی بر عهده خود فرد است و این مجموعه هیچگونه مسئولیتی در قبال سود یا زیان احتمالی شما نخواهد داشت.


































































