شتاب روند بازیابی قیمت بیتکوین اکنون با نخستین موج از مقاومتهای معنادار مواجه شده است؛ در حالیکه قیمت تلاش میکند در محدوده ۹۳ تا ۹۵ هزار دلار تثبیت شود و از آن عبور کند. این منطقه قیمتی، کف محدودهای است که در آن بیتکوین طی دورهای چندماهه، از نوامبر ۲۰۲۴ تا فوریه ۲۰۲۵، در حال نوسان و تثبیت بوده است. اکنون نشانههایی از یک تغییر ساختاری مهم به چشم میخورد، چراکه قیمت لحظهای توانسته است روند نزولی غالب را بشکند و الگوی قیمتی سقف بالاتر (Higher High) جدیدی را ثبت کند.
در این نسخه از تحلیل هفتگی، از مجموعهای از شاخصهای تکنیکال و آنچین برای سنجش قدرت حرکت صعودی بازار بهره خواهیم گرفت و بررسی میکنیم که آیا این رشد قیمت، با توجه به رفتار خرجکردن سرمایهگذاران و احساسات بازار، پشتیبانی محکمی دارد یا خیر.

برای ارزیابی وضعیت فعلی مومنتوم بازار، میتوان بررسی کرد که بازار چگونه به ترکیبی از شاخصهای کلیدی تکنیکال و آنچین واکنش نشان میدهد. زمانیکه این دو روش تحلیلی با یکدیگر همراستا باشند، این همگرایی میتواند سیگنالی قویتر و قابل اعتمادتر ارائه کند.
در این تحلیل، تمرکز بر میانگین متحرک ۱۱۱ روزه (111DMA) خواهد بود که یکی از میانگینهای تکنیکال رایج در بین تحلیلگران بیتکوین برای سنجش قدرت روند است. در کنار آن، از «مبنای هزینه نگهدارندگان کوتاهمدت» نیز استفاده میشود؛ معیاری که به طور تاریخی، سطح قیمتی مهمی برای تفکیک بازارهای صعودی و نزولی محسوب میشود.
قیمت اخیراً از هر دو مدل قیمتی مذکور عبور کرده و اکنون در حال تلاش برای تثبیت در این منطقه است. این امر نشاندهندهی قدرت قابلتوجهی در حرکت صعودی اخیر است. با این حال، عبور و تثبیت بر فراز این سطوح، پیششرط ادامه رشد قیمت خواهد بود. در صورتی که قیمت در عبور از این سطوح ناکام بماند، احتمال بازگشت به ناحیه نزولی افزایش مییابد و بسیاری از سرمایهگذاران مجدداً وارد وضعیت زیان تحققنیافته خواهند شد.

دورههای افت قیمتی (Drawdowns) همواره برای سرمایهگذاران چالشبرانگیز بودهاند، چراکه فشار مالی معمولاً با افزایش عمق و مدت زمان کاهش، شدت مییابد. برای سنجش مؤلفهی «درد زمانی»، میتوان تعداد روزهایی از ۹۰ روز اخیر را بررسی کرد که در آنها قیمت لحظهای پایینتر از هر دو سطح یادشده معامله شده است.
بر اساس این معیار، افت فعلی بازار از نظر مدت زمان، مشابه دورههای پیشین در چرخههای قیمتی گذشته بوده است. افزون بر این، مدتزمان کاهش، هنوز به سطوح افراطی که معمولاً در بازارهای نزولی طولانیمدت دیده میشود نرسیده است؛ موضوعی که نشان میدهد افت اخیر ممکن است هنوز در حد و اندازهی یک بازار نزولی واقعی نباشد.

برای افزایش دقت این مشاهدات، میتوان مبنای هزینه گروههای مختلف در میان دارندگان کوتاهمدت را بهصورت جداگانه بررسی کرد. این گروهها را میتوان بهمثابه نواری از مبنای هزینه با واکنش سریع تا کند در نظر گرفت، که نوعی شاخص مومنتوم نیز محسوب میشود.
افزایش اخیر قیمت بازار موجب شده است که بسیاری از سرمایهگذارانی که بیش از یک ماه دارایی خود را نگه داشتهاند، وارد محدوده سود شوند. این موضوع منجر به کاهش چشمگیر فشار مالی و استرس بر این دسته از سرمایهگذاران شده است و در صورت تداوم، میتواند بهعنوان نشانهای اولیه از بازگشت مومنتوم مثبت در بازار قلمداد شود.

بازتنظیم بازار
در این بخش از گزارش، مجموعهای از نمودارها ارائه میشود که نشاندهنده بازتنظیمهایی در بخشهای مختلف از اقتصاد بیتکوین هستند. این بازتنظیمها اغلب در جریان اصلاحهای قیمتی روی میدهند، جاییکه بخش عمدهای از هیجانات کوتاهمدت از بازار خارج میشود.
نخست، نسبت MVRV را بررسی میکنیم؛ معیاری که میزان سود یا زیان تحققنیافته سرمایهگذار متوسط را میسنجد. این شاخص، بینشی نسبت به فشارهای مالی وارد بر سرمایهگذاران ارائه میدهد و به شناسایی دورههایی کمک میکند که در آنها سرمایهگذاران احتمالاً اقدام به شناسایی سود یا پذیرش زیان میکنند.
با تحلیل میانگین بلندمدت MVRV و باندهای انحراف معیار ±۱، میتوان الگوهای مختلف بازار را بهوضوح تفکیک کرد:
پایینتر از یک انحراف معیار منفی: بازار نزولی عمیق
بین یک انحراف منفی و میانگین بلندمدت: فاز بازیابی
بالاتر از میانگین بلندمدت: آغاز بازار صعودی
بالاتر از یک انحراف معیار مثبت: بازار صعودی همراه با هیجان بالا
در جریان روند نزولی اخیر، سودهای تحققنیافته سرمایهگذاران به سطح میانگین بلندمدت بازگشتهاند (نسبت MVRV برابر با ۱٫۷۴). ساختار مشابهی که پیشتر نیز در فاز تثبیت قیمتی در سال ۲۰۲۴ مشاهده شده بود که اوج آن همزمان با بحران معاملاتی ین در تاریخ ۵ آگوست ۲۰۲۴ رقم خورد.
میانگین بلندمدت نسبت MVRV در عمل بهعنوان سطح حمایتی برای اعتماد سرمایهگذاران عمل میکند. عبور پایدار این شاخص از سطح مذکور به سمت بالا میتواند نشانهای مثبت تلقی شود.

در ادامه، درصدی از عرضه در گردش را بررسی میکنیم که در وضعیت سود قرار دارد. این شاخص از دیدگاهی دودویی، هر واحد بیتکوین را یا در سود و یا در زیان در نظر میگیرد، با توجه به مبنای قیمت خرید اولیه آن. این موضوع با نسبت MVRV تفاوت دارد، چراکه MVRV به میزان دلاری سود یا زیان تحققنیافته توجه دارد، نه صرفاً وضعیت آن.
در حال حاضر، ۸۸٪ از عرضه در گردش بیتکوین در وضعیت سود قرار دارد. تنها دارندگانی که طی بازه دسامبر تا فوریه و در محدوده قیمتی ۹۵ تا ۱۰۰ هزار دلار خرید کردهاند، در وضعیت زیان هستند.
همانند MVRV، این شاخص نیز جهش قدرتمندی از سطح میانگین بلندمدت خود داشته است که ارزیابی ما مبنی بر وقوع یک بازتنظیم معنادار در انتظارات سرمایهگذاران را تقویت میکند.

با ورود به حوزه خرج کردن(تحلیل سکههایی که روزانه منتقل میشوند)، داستان مشابهی شکل میگیرد.
در طول روند نزولی، نسبت سود/زیان تحققیافته (Realized P/L Ratio) به مقدار سربهسر خود نزدیک شد، که نشان میدهد تعداد معاملات با سود و زیان تقریباً برابر بوده و احساسات بازار در حالت خنثی قرار داشته است. افزایش اخیر قیمت باعث شده این شاخص به محدوده سود بازگردد، که نشانهای از آغاز بهبودی معنادار در بازار است؛ جاییکه فعالیت شناسایی سود افزایش یافته و تقاضا تاکنون توانسته آن را جذب کند.

این مشاهده با شاخص SOPR نیز همراستا است؛ معیاری که بزرگی نسبی سود یا زیان شناساییشده برای هر سکه خرجشده را ارزیابی میکند. بهعبارتی، SOPR متوسط سود (یا ضرر) چندبرابری برای سکههای خرجشده در هر روز را نشان میدهد.
SOPR نیز حمایت قدرتمندی در مقدار تعادلی خود (عدد ۱) یافته و همچنان در محدودهای با غلبه سود قرار دارد. افتهای سریع و کوتاهمدت به زیر این سطح تعادلی، نکتهای مثبت بهحساب میآید؛ چراکه نشان میدهد سرمایهگذارانی که در سقفهای محلی خرید کردهاند در حال خروج هستند و خریداران جدید از سطوح قیمتی خود دفاع میکنند.

در نهایت، به شاخص نسبت ریسک سمت فروش (Sell-Side Risk Ratio) میپردازیم؛ ابزاری قدرتمند برای سنجش میزان تعادل در بازار. این شاخص را میتوان بهصورت زیر تحلیل کرد:
مقادیر بالا: سرمایهگذاران داراییهای خود را با سود یا زیان قابلتوجه نسبت به قیمت خرید اولیه خرج میکنند. این وضعیت معمولاً پس از نوسانات شدید قیمتی ظاهر میشود و نشان میدهد بازار نیاز به بازتعادل دارد.
مقادیر پایین: اکثر داراییها در نزدیکی قیمت تمامشده اولیه خرج میشوند، که نشاندهنده تعادل نسبی در بازار است. این شرایط معمولاً بیانگر فرسایش سود و زیان در محدوده قیمتی فعلی است و با محیطهای کمنوسان و تثبیتی همخوانی دارد.
در حال حاضر، نسبت ریسک سمت فروش در زیر باند پایین خود باقی مانده است. این بدان معناست که اکثر تراکنشهای درونزنجیرهای نزدیک به قیمت خرید اولیه انجام میشوند. بهطور کلی، این وضعیت نشان میدهد که محدوده قیمتی فعلی، جذابیتی برای شناسایی سود یا زیان ندارد و با فازهای تثبیتی بازار همخوانی دارد؛ جاییکه بازار برای آغاز موج جدید سرمایهگذاری، نیازمند گسترش محدوده قیمتی است.

حفظ دارایی؛ بازگشت اعتماد در میان نگهدارندگان بلندمدت
با بهبود شرایط بازار، حجم فروش از سوی نگهدارندگان بلندمدت (LTH) همچنان نسبتاً پایین باقی مانده است. این دادهها نشان میدهند که استراتژی اصلی این گروه، نگهداری (HODLing) است. موجودی نگهداریشده توسط سرمایهگذاران باسابقه همچنان در حال افزایش است؛ بهطوریکه بیش از ۲۵۴ هزار بیتکوین از زمان کف قیمتی اخیر وارد آستانه ۱۵۵ روزه نگهداری شدهاند که بخشی از این کوینها در سطوح قیمتی بالاتر از ۹۵ هزار دلار خریداری شدهاند.
این موضوع حاکی از بازگشت اعتماد به بازار است. فشار خرید و انباشت، بر تمایل به فروش و کاهش ریسک غلبه دارد؛ موضوعی که بهوضوح نشان میدهد محدوده قیمتی فعلی دیگر جذابیتی برای برداشت سود از دیدگاه این سرمایهگذاران ندارد.

حال که مشخص شده سرمایهگذاران بلندمدت در حال حاضر تمایل به فروش ندارند، میتوان تلاش کرد تا سطوح قیمتی احتمالی را که ممکن است آنها را به فروش ترغیب کند، شناسایی کرد.
بر اساس روندهای تاریخی، فشار فروش در این گروه زمانی افزایش مییابد که میانگین سود تحققنیافته آنها به بیش از ۳۵۰٪ برسد. تطبیق این نسبت با قیمت فعلی بازار نشان میدهد که میانگین نگهدارندگان بلندمدت در قیمت حدود ۹۹.۹ هزار دلار به این آستانه سود خواهد رسید.
بنابراین، میتوان انتظار داشت که با نزدیکشدن قیمت به این سطح، فشار فروش از سوی این گروه افزایش یابد. این محدوده قیمتی نیازمند حجم قابلتوجهی از تقاضا در سمت خرید است تا بتواند توزیع حاصل از فروش LTHها را جذب کرده و روند صعودی را حفظ کند.

علاوه بر این، حجم قابلتوجهی از کوینها همچنان در ناحیه قیمتی ۹۵ تا ۹۸ هزار دلار در وضعیت زیان قرار دارند. با رسیدن بازار به این ناحیه، بخشی از سرمایهگذاران ممکن است ترجیح دهند در قیمت سربهسر از بازار خارج شوند. این رفتار، فشار فروش بیشتری را به محدوده موردبحث وارد میکند و احتمالاً باعث تقویت مقاومت پیشرو خواهد شد.
نکته امیدوارکننده این است که در ناحیه بالای ۱۰۰ هزار دلار، حجم کمتری از کوینها دارای مبنای قیمتی هستند. بنابراین، اگر بازار بتواند بهدرستی فشار فروش در محدوده ۹۵ تا ۹۸ هزار دلار را پشت سر بگذارد، امکان ورود به فضایی با مقاومت حداقلی وجود دارد و این شرایط میتواند مسیر را برای بازگشت به ناحیه کشف قیمت و ثبت سقف تاریخی جدید (ATH) هموار کند.

جمعبندی و نتیجهگیری
پس از جهش قیمتی چشمگیر در دو هفته گذشته، بیتکوین اکنون با اولین موج مقاومت جدی مواجه شده است. نکته کلیدی این است که قیمت موفق به شکست سه سطح مهم شده است:
این سطوح نقاط عطفی حیاتی محسوب میشوند و حفظ آنها برای ادامه روند صعودی ضروری است. شکست در تثبیت قیمت بالای این نواحی، ممکن است قیمت را به محدوده تثبیتی بازگردانده و بخش بزرگی از سرمایهگذاران را مجدداً وارد وضعیت زیان تحققنیافته کند.
در لایههای زیرین بازار، نشانههای یک بازتنظیم ساختاری در بسیاری از بخشهای اقتصاد بیتکوین دیده میشود، به این معنا که بخش قابلتوجهی از هیجانات سفتهبازانه پاکسازی شدهاند. با این حال، فعالیت سود و زیانگیری سرمایهگذاران همچنان پایین است و نگهدارندگان بلندمدت نیز عمدتاً غیرفعال باقی ماندهاند.
این وضعیت، فضایی حساس و شکننده را در بازار بهوجود آورده است؛ بازاری با نوسان پنهان و آسیبپذیر نسبت به شوکهای احتمالی در هر دو جهت.