خلاصه هفته گذشته
پس از سقوط به سطح ۱۰۱ هزار دلار، بار دیگر نشانههایی از تقاضا در این ناحیه پدیدار شده است. بیتکوین با بازیابی قابل توجه خود تا سطح ۱۱۰٬۳۰۰ دلار صعود کرده و اکنون تنها ۲٬۴۰۰ دلار (معادل ۱٫۵٪) با سقف تاریخی خود فاصله دارد. حفظ قیمت در بالای مرز روانی ۱۰۰ هزار دلار نشاندهنده تداوم اعتماد سرمایهگذاران به بازار است.
افزایش قیمت بیت کوین باعث شده است که دارندگان بلندمدت (Long-Term Holders) بار دیگر اقدام به فروش کنند؛ بهطوری که این گروه اخیراً روزانه بیش از ۹۳۰ میلیون دلار سود تحققیافته ثبت کردهاند. با این حال، پویایی خاصی در بازار حکمفرماست که در آن، علیرغم افزایش فروش با سود، فشار ناشی از بلوغ داراییها همچنان رفتار خرجکرد را محدود کرده است.
از منظر بازار آنچین، انتظار برای نوسانات همچنان در سطح بالایی قرار دارد؛ چرا که تعداد زیادی از سکهها در نزدیکی قیمت لحظهای نگهداری میشوند. در مقابل، معاملهگران بازار اختیار معامله، سناریوی نوسانات پایین را در قیمتگذاری خود لحاظ کردهاند، که میتواند نشاندهنده کمبرآوردی احتمال ورود بازار به دورهای با نوسانات شدیدتر باشد.
از طرفی، میانگین بهای تمامشده دارندگان کوتاهمدت در سطح ۹۷٬۶۰۰ دلار همچنان نقش حمایت کلیدی را ایفا میکند و حفظ این سطح برای تداوم روند صعودی ضروری است. در سمت صعودی نیز، سطح ۱۱۵٬۴۰۰ دلار بهعنوان اولین مقاومت مهم در صورت ورود بازار به فاز کشف قیمت (Price Discovery) مطرح خواهد بود.
بررسی آسیب ها
پس از آنکه بیتکوین موفق به ثبت سقف تاریخی جدیدی در سطح ۱۱۱ هزار دلار شد، با مقاومت قابلتوجهی مواجه گردید؛ بهطوری که فشار فروش از سوی سرمایهگذاران باتجربه افزایش یافت. این امر منجر به اصلاح قیمت و رسیدن آن به کف محلی ۱۰۱ هزار دلار شد. با این حال، در همین ناحیه بار دیگر تقاضا نمایان گردید و در پی آن، قدرت بازار بهطور محسوسی بازیابی شد و قیمت تا سطح کنونی ۱۱۰٬۳۰۰ دلار صعود کرد؛ سطحی که تنها ۲٬۴۰۰ دلار (معادل ۱٫۵٪) با سقف تاریخی فاصله دارد.

با وجود اینکه اصلاح قیمت تا ۱۰۱ هزار دلار نسبتاً سطحی بود، احساسات سرمایهگذاران بازار بهطور محسوسی تضعیف شد. شاخص «ترس و طمع» (Fear & Greed Index) برای مدت کوتاهی وارد محدوده «ترس» شد. یکی از دلایل احتمالی این تغییر ناگهانی در احساسات، نگرانی سرمایهگذاران از احتمال شکلگیری الگوی «سقف دوقلو» بود؛ الگویی که یادآور چرخه سال ۲۰۲۱ است.

با بررسی شدت این اصلاح از منظر درصد کاهش نسبت به سقف تاریخی، مشخص میشود که این افت تنها معادل ۹٪ بوده است. درواقع، طی این چرخه، ۳۸۴ روز از مجموع ۹۲۸ روز معاملاتی (معادل ۴۱.۴٪ از کل روزها) اصلاحی عمیقتر از این را تجربه کردهاند. این میزان افت همچنین با مقدار میانه (مدیان) اصلاحات این چرخه که حدود ۷٪ است همراستا بوده و نشان میدهد که از منظر قیمتی، این عقبنشینی در چارچوب رفتار معمول بازار در همین چرخه قرار داشته است.

نکته امیدوارکننده آن است که موج ترس ایجادشده در احساسات بازار به تغییر قابلتوجهی در رفتار خرجکردن منجر نشد. با بررسی زیانهای ثبتشده در زنجیره، تنها حدود ۲۰۰ میلیون دلار زیان محقق شد؛ رقمی که در مقایسه با اصلاحات قبلی بسیار کمتر بوده است. این موضوع نشان میدهد که فروش در زیان تا حد زیادی محدود باقی مانده و اغلب سرمایهگذاران از این اصلاح قیمتی دچار نگرانی یا واکنش شدید نشدهاند.

با افزایش دقت در تحلیل ترکیب تراکنشهای ثبتشده با زیان، مشخص میشود که بخش عمده این زیانها از سوی گروه دارندگان کوتاهمدت و آن هم در بازه زمانی بسیار کوتاهمدت بوده است؛ در واقع تنها تازهواردترین سرمایهگذاران در جریان این اصلاح قیمتی دچار واگذاری اجباری شدند.
سهم گروههای مختلف از زیانهای ثبتشده طی ۲۴ ساعت اخیر به شرح زیر است:
عدم ثبت هیچگونه زیانی از سوی سرمایهگذاران با سابقهتر نشان میدهد که تقریباً تمام زیانهای ثبتشده، متعلق به خریدارانی است که در نواحی سقف تاریخی وارد بازار شدهاند. این دادهها حاکی از آن است که تنها بخش بسیار سفتهباز و ریسکپذیر بازار دچار تسلیم (Capitulation) شدهاند.

از سوی دیگر، بازار آتی نیز شاهد کاهش قابلتوجهی در موقعیتهای باز بود. طی این اصلاح، بیش از ۲.۳ میلیارد دلار قرارداد آتی بهصورت اجباری لیکویید یا بسته شدند. این رویداد، هفتمین رویداد بزرگ در این چرخه از منظر ارزش قراردادهای بستهشده است که نشاندهنده یک رویداد «اهرمزدایی» (De-leveraging) قابلتوجه در بازار است.

این دوگانگی میان رفتار درونزنجیرهای و بازار مشتقه نشان میدهد که اصلاح اخیر عمدتاً تحت تأثیر معاملات آتی و نه فروش مستقیم سرمایهگذاران در بازار اسپات بوده است. در واقع، اعتماد سرمایهگذاران بلندمدت و دارندگان واقعی دارایی درون زنجیره، همچنان در سطح بالایی قرار دارد.
سودگیری دارندگان بلندمدت در نزدیکی سقف تاریخی
با توجه به قرار داشتن بیتکوین در فاصلهای اندک از سقف تاریخی خود، تحلیل رفتار «دارندگان بلندمدت» (LTHs) که معمولاً در نقاط افراطی بازار فعال میشوند، ضروری است. تجربههای پیشین نشان دادهاند که افزایش شدید توزیع دارایی توسط این گروه معمولاً با شرایط بیشخرید (Overheated) بازار همزمان شده و در مواردی، آغاز روند نزولی بازار را نیز هشدار داده است.
در حال حاضر، شواهد نشاندهنده افزایش محسوسی در خرجکرد این گروه است؛ بهطوری که شاخص سود/زیان تحققیافته خالص (Net Realized P/L) آنها به اوج محلی ۹۳۰ میلیون دلار در روز رسیده است. این عدد با سود ۸۴۰ میلیون دلاری در زمان سقف تاریخی ۷۳ هزار دلار برابری میکند، اما همچنان پایینتر از اوج ۱.۶۴ میلیارد دلاری ثبتشده در زمان عبور اولیه از سطح ۱۰۰ هزار دلار است. این وضعیت نشان میدهد که با وجود افزایش نسبی سودگیری، قیمتهای فعلی هنوز برای تحریک توزیع گسترده توسط این گروه، بهاندازه کافی جذاب نیستند.

افزایش اخیر در سودگیری باعث شده است نسبت سود/زیان تحققیافته برای دارندگان بلندمدت به سطح ۹.۴ میلیون دلار برسد؛ سطحی که تنها در ۸۸۴ روز از مجموع ۵۶۰۱ روز معاملاتی گذشته (معادل ۱۵.۸٪ از روزها) تجربه شده است. این افزایش حاکی از شرایطی است که در آن بخش عمدهای از عرضه بلندمدت با سودهای قابلتوجه در حال جابجایی است، در حالی که حجم اندکی از تراکنشها در زیان انجام میشود.
از منظر تاریخی، چنین سطوح بالایی در این شاخص معمولاً با دورههای سرخوشی (Euphoria) بازار همزمان هستند؛ دورههایی که اغلب در مراحل پایانی بازارهای گاوی شکل میگیرند. البته در صورتی که ورود نقدینگی جدید به بازار ادامه یابد، این فاز سرخوشی میتواند برای چند ماه پایدار باقی بماند.

با وجود افزایش چشمگیر در سودگیری و فعالیت خرجکرد از سوی دارندگان بلندمدت (LTHs)، نسبت ثروتی که توسط این گروه در شبکه نگهداری میشود همچنان در حال افزایش است. این پدیده نشان میدهد که فشار ناشی از بلوغ و انباشت داراییها در حال حاضر بر رفتار توزیعی غلبه دارد.
چنین روندی در اواخر چرخههای صعودی، بسیار نادر است؛ زیرا بهطور سنتی در مراحل پایانی بازارهای گاوی، عرضه در اختیار دارندگان بلندمدت کاهش مییابد و این گروه وارد فاز توزیع گسترده میشوند. در مقابل، چرخه فعلی الگوی متفاوتی را به نمایش میگذارد: در حالی که حجم خرجکرد توسط این گروه افزایش یافته، همزمان حجم بیشتری از کوینها نیز به مرحله بلوغ رسیده و به جمع دارندگان بلندمدت پیوستهاند.
این وضعیت نشاندهنده ساختار جدیدی در بازار است که در آن ثروت در اختیار LTHها بهمراتب “چسبندهتر” از چرخههای پیشین شده است. یک عامل کلیدی در شکلگیری این رفتار جدید، ظهور ETFهای اسپات بیتکوین در ایالات متحده و افزایش مشارکت سرمایهگذاران نهادی است؛ که به نظر میرسد موجب شده بخش بزرگتری از عرضه، به امانتداری بلندمدت سپرده شود.

افزایش پتانسیل نوسانات قیمتی
با نزدیکتر شدن بازار به سقف تاریخی و شتابگیری در توزیع توسط دارندگان بلندمدت، ارزیابی انتظارات نوسانپذیری (Volatility) اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
شاخص چگالی عرضه تحققیافته (Realized Supply Density) دیدگاه مفیدی برای بررسی تمرکز عرضه کوینهایی ارائه میدهد که قیمت تمامشده آنها به نرخ فعلی بازار نزدیک است. مقادیر بالای این شاخص، نشاندهنده خوشهسازی سنگین عرضه در حوالی قیمت اسپات است. در چنین شرایطی، حتی نوسانات اندک قیمت میتواند طیف وسیعی از سرمایهگذاران را تحت تأثیر قرار دهد و این موضوع اغلب به افزایش حساسیت بازار و در نتیجه افزایش احتمال بروز نوسانات منجر میشود.
در هفتههای اخیر، این شاخص افزایش محسوسی داشته که نشاندهنده انباشت قوی در حوالی قیمتهای فعلی است. این تمرکز، ریسک واکنشهای شدید به حرکات قیمتی را در کوتاهمدت افزایش داده است.

در مقابل، بازار اختیار معامله (Options) تصویری متفاوت از انتظارات بازار ارائه میدهد. شاخص نوسان ضمنی (ATM IV) در تمام سررسیدهای اصلی همچنان در حال کاهش است؛ موضوعی که بیانگر این است که معاملهگران آپشن، انتظار تغییر در رژیم نوسانات را ندارند. از منظر تاریخی، این سطح از آرامش در قیمتگذاری نوسانپذیری اغلب بهعنوان یک سیگنال معکوس شناخته شده و معمولاً پیش از دورههای افزایش شدید نوسان مشاهده شده است.

مسیرهای احتمالی حرکت بازار
با ادامه حرکت صعودی بیتکوین بهسوی سقف تاریخی، در حالی که انتظارات نوسانات نیز رو به افزایش است، بررسی ترکیبی از سطوح تکنیکال کلیدی و معیارهای قیمتی آنچینی میتواند به درک مسیرهای احتمالی حرکت قیمت کمک کند.
از آنجایی که قیمت، عصارهای از عرضه و تقاضاست، میانگینهای متحرک ۱۱۱، ۲۰۰ و ۳۶۵ روزه (DMA) همواره بهعنوان شاخصهایی معتبر برای ارزیابی مومنتوم عمل کردهاند. عبور قیمت از بالای این میانگینها عموماً بهعنوان نشانهای مثبت از قدرت بازار تلقی میشود:
میانگین ۱۱۱ روزه (111DMA): ۹۲٬۹۰۰ دلار
میانگین ۲۰۰ روزه (200DMA): ۹۵٬۴۰۰ دلار
میانگین ۳۶۵ روزه (365DMA): ۸۱٬۷۰۰ دلار
از منظر تکنیکال، محدوده قیمتی بین ۹۲٬۹۰۰ تا ۹۵٬۴۰۰ دلار بهعنوان منطقهای حیاتی برای حفظ مومنتوم محلی عمل میکند، در حالی که سطح ۸۱٬۷۰۰ دلار میتواند بهعنوان کف پشتیبان در چارچوب روند صعودی بزرگتر در نظر گرفته شود. در حال حاضر، بیتکوین بهطور قابلتوجهی بالاتر از این سطوح در حال معامله است، که نشاندهنده قدرت بازار است.

تمرکز بر هزینه تمامشده دارندگان کوتاهمدت (Short-Term Holder Cost Basis)، که نشاندهنده میانگین قیمت خرید سرمایهگذاران جدید است، میتواند تصویر واضحتری از مرز بین فازهای صعودی و نزولی بازار ارائه دهد. این سطح، بهطور تاریخی بهعنوان یک مرز محلی معتبر بین رژیمهای گاوی و خرسی شناخته شده است.
برای درک آماری دقیقتر، باندهای انحراف معیار را پیرامون STH-CB تعریف میکنیم تا نواحی دینامیک حمایت و مقاومت را تعیین نماییم. این باندها نمایانگر محدوده اجماع بازار در بین سرمایهگذاران کوتاهمدت هستند. در بسیاری از موارد، برخورد قیمت با محدودههای بیرونی این باندها میتواند نشانهای از خستگی روند یا پتانسیل شکست باشد:
STH CB +1σ (مقاومت بالا): ۱۱۵٬۴۰۰ دلار
STH CB (میانگین): ۹۷٬۶۰۰ دلار
STH CB -1σ (حمایت پایین): ۸۳٬۹۰۰ دلار
در جریان اصلاح اخیر، قیمت به نزدیکی میانگین ۹۷٬۶۰۰ دلار رسید اما در سطح ۱۰۱٬۰۰۰ دلار با تقاضا مواجه شد و بازگشت. این واکنش بازار بسیار مثبت تلقی میشود، چرا که قیمت نهتنها پیش از برخورد با STH-CB برگشت، بلکه توانست بالای سطح روانی مهم ۱۰۰٬۰۰۰ دلار باقی بماند. این موضوع نشاندهنده استمرار اعتماد سرمایهگذاران است.

برای تکمیل گزارش هفنگی گلس نود، میتوان هزینه تمامشده زیرگروههای مختلف در میان دارندگان کوتاهمدت را نیز بررسی کرد. این زیرگروهها بهنوعی مانند یک ریبون زمانی از سریعواکنشترین تا کندترین گروهها عمل میکنند و نشانهای از مومنتوم بازار ارائه میدهند.
شتاب صعودی اخیر منجر به کاهش محسوس فشار مالی روی این گروهها شده و در حال حاضر، تقریباً تمامی زیرگروههای جدید وارد ناحیه سود شدهاند. تداوم این وضعیت میتواند سیگنالی مثبت برای قدرت مومنتوم بازار تلقی شود.

برای جمعبندی، به شاخص URPD (توزیع قیمت تحققیافته UTXOها) میپردازیم. این شاخص، نمایی از حجم تجمعی کوینهای در گردش را بر اساس قیمت خریدشان نشان میدهد.
در جریان اصلاح اخیر، قیمت به مرکز خوشه اصلی عرضه بازگشت و تا میانه ناحیه حمایتی نفوذ کرد. چنانکه پیشتر نیز اشاره شد، نبود فروش هیجانی در میان سرمایهگذاران “زیر آب رفته” و بازیابی سریع قیمت، هر دو نشانههایی مثبت از سلامت بازار هستند.
در حال حاضر، بیتکوین در لبه بالایی یک خوشه متراکم عرضه قرار دارد، در حالی که در سطوح بالاتر، حجم معاملات آنچینی نسبتاً پراکنده است. با ورود قیمت به این ناحیه کمتراکنش (Air Gap)، ادامه روند صعودی کاملاً وابسته به قدرت تقاضای جدید خواهد بود. برای شکست مقاومتها و ورود به مرحله کشف قیمت، فشار خرید باید بهطور واضح بر هرگونه فشار فروش احتمالی غلبه کند.

جمع بندی نهایی
در حالی که بیتکوین در آستانه سقف تاریخی خود قرار دارد، فعالیتهای توزیعی توسط سرمایهگذاران باتجربه بهطور محسوسی افزایش یافته و سود تحققیافته روزانه به بیش از ۹۳۰ میلیون دلار رسیده است. با این حال، یک ویژگی منحصر بهفرد این چرخه همچنان پابرجاست: فشارهای ناشی از بلوغ و انباشت، بر عرضه دارندگان بلندمدت غلبه دارد؛ بهطوری که سهم این گروه از ثروت شبکه، علیرغم اواخر چرخه صعودی، در سطحی غیرعادی بالا باقی مانده است.
همزمان، انتظارات نوسانات در حال افزایش است؛ این روند ناشی از تمرکز شدید عرضه در حوالی قیمت اسپات است. چنین تمرکزی، حساسیت بازار به نوسانات قیمتی را تشدید میکند. با این حال، شاخص نوسان ضمنی (ATM IV) در بازار آپشن همچنان در سطوح پایین تاریخی باقی مانده است، که ممکن است بیانگر کمبرآورد شدن ریسک نوسانات آینده از سوی معاملهگران آپشن باشد.
با در نظر گرفتن احتمال افزایش نوسانات، تمرکز تحلیل به سطوح کلیدی تکنیکال و هزینه تمامشده آنچینی معطوف میشود تا بتوان مسیرهای بالقوه بازار را بهتر درک کرد. در این میان، هزینه تمامشده دارندگان کوتاهمدت (۹۷٬۶۰۰ دلار) همچنان بهعنوان سطح حمایتی کلیدی برای حفظ مومنتوم صعودی شناخته میشود. در سوی مقابل، ناحیه ۱۱۵٬۴۰۰ دلار اولین مقاومت مهم در صورت ورود به مرحله کشف قیمت خواهد بود.